۱۳۹۰ مرداد ۲۵, سه‌شنبه

بابای محمود احمدی نژاد شب میاد تو خوابش میگه :محمود ظلمی رو که من در حق مادرت کردم تو به مردم نکن . محمود میگه :چه ظلمی ؟؟؟ باباش میگه دیر کشی.م بیرون