۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه

نوروز مبارك

زرتشت بيا كه با تو اميد ايد
در نيمه شب صداي خورشيد ايد

تاريخ اگر دوباره تكرار شود
عالم به طواف تخته جمشيد ايد

۱۳۸۹ اسفند ۲۸, شنبه

چرا خامنه ای را دیکتاتور می دانم؟


1. چون هرگز به هیچ خطایی اعتراف نکرده
2. چون توسط هیچ خبرنگاری مورد سوال واقع نشده
3. چون گروهی که ناظر بر اوست، غیر مستقیم توسط خودش انتخاب شده اند
4. چون گروهی که ناظر بر اوست، 100% مثل خودش است (همگی روحانی شیعه و اکثریت پیر – در حد روزی نصف روز خواب-)
5. چون گروهی که مثلا ناظر بر اوست، تا حالا فقط سالی یکی دو بار، آنهم برای تعریف و تمجید از او تشکیل جلسه داده است
6. چون به جرائم او و هم صنفانش دادگاهی خاص و غیر علنی با قضاوت یکی دیگر از هم صنفانش رسیدگی میکند (دادگاه ویژه روحانیت)  
7. چون میزان درآمدش و داراییش معلوم نیست
8. چون مدت زمان ممکن رهبریش نامحدود است
9. چون در حالیکه رئیس کل قواست، هرگز مسئولیت خطای آنها را نپذیرفته است
10. چون برای اینکه بر این مسند تکیه بزند، در قانون اساسی دست برده شد (مرجع تقلید نیست)
11. چون در شرایطی غیر عادی و بر تنها اساس نقل قولی به رهبری انتخاب شد.
12. چون برای خود موقعیت فرازمینی قائل است (نایب امام زمان)
13. چون درحالیکه اجازه ساخت حتی یک مسجد به اهل تسنن در تهران را نمیدهد، خود را رهبر مسلمین جهان میداند
14. چون در رهبریش از ارعاب و مظلوم نمایی استفاده میکند
15. چون در حالیکه تفرقه انگیزی میکند (خواص بی بصیرت، خواص با بصیرت، عوام درجه 1، عوام درجه 2) حرف از اتحاد میزند
16. چون مکرر از کلمات “دشمن”، “توطئه”، “فتنه” و … استفاده میکند
17. چون تنها در یک دستور بیش از 20 روزنامه را تعطیل کرد
18. چون تنها رسانه تلویزیونی کشور تحت کنترل کامل اوست (رئیس و بودجه اش را او تعیین میکند)
19. چون دروغگوست (کشوری که رتبه اول در اعدام، مصرف مواد مخدر، روزنامه نگار و دانشجوی زندانی و … را داراست، پیشرفته معرفی میکند)

0. چون با ایجاد فیلتری به نام شورای نگهبان و نظارت استصوابی عملا امکان برگزاری انتخابات آزاد رو از ملت گرفته

21. چون به نوچه هاش میگه مخالفین رو سرکوب کنید و بگیرید و تجاوز کنید و شکنجه کنید و بکشید ، اما فحاشی نکنید !!

22. چون مخالفت با حکومت های دیکتاتوری رو حق همه ی مردم دنیا میدونه جز مردم ایران ! و مخالفین ایرانی رو فتنه گر نامگذاری میکنه

23. چون حتی جرأت و جسارت این رو نداره که علنا موسوی و کروبی رو دستگیر کنه و شهامت این رو نداره که این دو نفر به قول خودش مجرم رو زندانی و به دستگیر کردنشون اعتراف کنه و مثل یک دزد بی چشم و رو اون ها رو ربوده و توی روز روشن میزنه زیرش !

 

۱۳۸۹ اسفند ۲۴, سه‌شنبه

در پي حذف يارنه ها و افزايش تنها 9% حقوق كارگران در سال 1390

اين سال به نام

الت الدولت في مقعد الملت

نامگذاري شد

۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه

شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان دریافت کنندگان یارانه ها را به گاو تشبیه کرد!

شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان دریافت کنندگان یارانه ها را به گاو تشبیه کرد!
 شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان با حضور در قزوین و سخنرانی در میان فعالان اصولگرا، هنگامی که درباره هدفمندی یارانه ها صحبت می‌کرد دریافت کنندگان یارانه ها را به گاو تشبیه کرد!

وی با ذکر مثالی عنوان داشت: مردی چند راس گاو در اختیار داشت. روزی از بازرسان بهداشت به سراغش آمدند و از او پرسیدند به این گاوها غذا چه می‌دهی؟ مرد گفت: غذاهای آشغال و بدون ارزش غذایی. بازرسان وزارت بهداشت معترض شدند و او را یک میلیون جریمه کردند.

سال بعد دوباره همان بازرسان بهداشت به سراغش آمدند و پرسیدند غذا به این گاوها چه می‌دهی؟ مرد گفت: چلو کباب و جوجه کباب! آن بازرسان دوباره معترض شدند و گفتند در شرایطی که مردم چیزی برای خوردن ندارند تو به گاوهایت چنین غذاهایی می‌دهی؟ پس او را دوباره اما با نرخ تورم 20 درصد به مبلغ یک میلیون و دویست هزار تومان جریمه کردند.

سال سوم همان بازرسان آمدند و از آن مرد پرسیدند غذا به گاوهایت چه می‌دهی؟ او گفت مطمئن باشید دیگر پولش را به خودشان می‌دهم تا خرج کنند!

هليا صديقي

از خاکم و هم خاک من از جان و تنم نیست ***** انگار که این قوم غضب هموطنم نیست 

اینجا قلم و حرمت و قانون شکستند ***** با پرچم بی رنگ براین خانه نشستند 

پا از قدم مردم این شهر گرفتند ***** رای و نفس و حق همه با قهر گرفتند 

شعری که سرودیم به صد حیله ستاندند ***** با ساز دروغی همه جا بر همه خواندند 

با دست تبر سینه این باغ دریدند ***** مرغان امید از سر هر شاخه پریدند 

بردند ازین خاک مصیبت زده نعمت ***** این خاک کهن بوم سراسر غم و محنت 

از هیبت تاریخیش آوار به جا ماند ***** یک باغ پر از آفت و بیمار به جا ماند 

از طایفه ی رستم و سهراب و سیاوش ***** هیهات که صد مرد عذا دار به جا ماند 

از مملکت فلسفه و شعر و شریعت ***** جهل و غضب و غفلت و انکار به جا ماند 

دادیم شعار وطنی و نشنیدند ***** آواز هر آزاده که بر دار به جا ماند 

دیروز تفنگی به هر آئینه سپردند ***** صداها گل نشکفته سر حادثه بردند 

خمپاره و خون بود و شب و درد مداوم ***** با لاله و یاس و سنم و سرو مقاوم 

آندسته که ماندند از آن قافله ها دور ***** فرداش از این معرکه بردند غنائم 

امروز تفنگ پدری را در خانه ***** بر سینه فرزند گرفتند نشانه 

از خون جگر سرخ شد اینجا رخ مادر ***** تب کرد زمین از سر غیرت که سراسر 

فرسود هوای وطن از بوی خیانت ***** از زهر دروغ و طمع و زور و اهانت 

این قوم نکردند به ناموس برادر ***** امروز نگاهی که به چشمان امانت 

غافل که تبر خانه ای جز بیشه ندارد ***** از جنس درخت است ولی ریشه ندارد 

هرچند که باغ از غم پاییز تکیده ***** از خون جوانان وطن لاله دمیده 

صد گل به چمن در قدم باد بهاران ***** می روید و صد بوسه دهد بر لب باران 

ققنوس به پاخیزد و با جان هزاره ***** پر میکشد از این قفس خون و شراره 

با برف زمین آب شود ظلم و قساوت ***** فرداش ببینند که سبز است دوباره

۱۳۸۹ اسفند ۱۹, پنجشنبه

درباره دین و مذهب

حکیم عمر خیام:

تا چند زنم به روی دریاها خشت …… بیزار شدم ز بت پرستان کنشت …… خیام که گفت دوزخی خواهد بود …… که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت
دین و خرد همانند آتش و پنبه می باشند که هیچگاه با یکدیگر زندگی مسالمت آمیز نمی توانند داشته باشند. زیرا همانگونه که هرگاه آتش به پنبه برسد آن را به خاکستر تبدیل می کند، دین و ایمان نیز خرد، درایت و فهم انسان را نابود می کند.
مهدی اخوان ثالث:
ببین شب ها چه تاریک است زیر پرچم الله …… ببین مردم چه بدبخت و تهی دستند حافظ جان …… همان اهریمن است الله و من در آن ندارم شک …… گواهم ایزد و ایرانیان هستند حافظ جان …… سلامی کن به خیام ابرمرد از من مزدک …… بگو پستان در میخانه ها بستند حافظ جان
اگر نیک بنگریم، تاریخ اسلام جز تاریخ رسیدن به قدرت نیست. تلاش مستمریست که ریاست طلبان در راه وصول به امارت و سلطنت بکار بسته اند و دیانت اسلام وسیله بوده است نه هدف.
ایرج میرزا:
جز گوه و گند و کثافت چیزی …… اندر این شهر ندیدم بنده …… هر کجا شهر مسلمانان است …… از گوه و گند بود آکنده
1400 سال است اسلام ما اسلامی بوده که غیرمسلمانان را در حد نجاست بول و غائط قرار داده است و با اینهمه در پایان 14 قرن، چنین برداشتی نامسلمانان را فرود نیاورده، فقط مسلمانان را به مذلت کنونی کشانده.
عبدالرحمان جامی:
ای مغ بچه از مهر بده جام میم …… کآمد ز نزاع سنی و شیعه قیم …… گویند که جامیا چه مذهب داری …… صد شکر که سگ سنی و خر شیعه نیم
هرجا که پای استدلال عقلی و علمی لنگ بر می دارد، جا برای استدلال و منطق الهی باز می شود. به این معنا که هرجا ادعایی از لحاظ علمی و منطقی قابل اثبات نباشد، شخص مدعی ادعای خود را به کلام خدا نسبت می دهد و از آنجا که در منطق مذهب کلام خدا سوال بردار نیست، از این طریق قبول آن را برای همه اجباری و بی چون و چرا می کند.
عبید زاکانی:
جانا تو را هنوز بدین حسن و این جمال …… نه وقت حج رسیده و نه روزه در خور است …… گر در پی ثوابی و در بند آخرت …… بشنو حدیث بنده که این رای بهتر است …… بر کـیـر من سوار شو از روی اعتقاد …… کاین با هزار حج پیاده برابر است
ای ایران …… همین بس که خدا و پیغمبر و جبرئیل و تمامی فرشتگان دست به هم دادند و قسم خوردند که ترا از تخت سعادت و نیکبختی و شوکت و شرافت فرود آرند و بر خاک مذلت و فقر و مسکنت به بدترین حال بنشانند.
ابوعلی سینا:
کفری چو منی گزاف و آسان نبود …… محکم تر از ایمان من ایمان نبود …… در دهر چو من یکی و آن هم کافر ……  پس در همه دهر یک مسلمان نبود
معلوم است امروزه اگر کسی بطلان افسانه های مذهبی را ثابت نماید چندان کار مهمی نکرده است، زیرا از روی علوم خود به خود باطل شده است.
صائب تبریزی:
مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد …… که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می‌پیچید …… تا از این بعد چه از پرده برآید کامروز …… دور پرواری عمامه و قطر شکم است …… می ئی که اهل شعورند داغ تشنه آن …… چرا کسی به فقيهان بی شعور دهـد؟
ادیان و مذاهب، علت اساسی جنگ ها و مخالفت با اندیشه های فلسفی و تحقیقات علمی هستند. کتاب هایی که به نام مقدس آسمانی معروف اند، کتب خالی از ارزش و اعتباراند و آثار کسانی از قدما مانند افلاطون و ارسطو و سقراط خدمت مهم تر و مفیدتری به بشر کرده است.
خبر داری ای شیخ نادان که من …… خدا ناشناسم خدا ناشناس  …… نه سربسته گویم در اين ره سخن …… نه از چوب تکفیر دارم هراس …… زدم چون قـدم از عـدم در وجود …… خدایت بـرم اعتباری نداشت …… خدای تو ننگین و آلوده بود …… پرستیدنـش افـتخاری نداشت …… خدایی که جز در زبان عرب …… به دیگر زبانی نفهمد کلام …… نه پنهان نه سربسته گویم سخن …… خدا نيست اين جانور اژدهاست …… مرنج از من ای شیخ نادان که من  …… خدا ناشناسم اگر این خداست
اسلام و تشیع جز بر پایه دروغ و نیرنگ و کشتار و تاراج پی ریزی نگردیده و این نام دستاویزی برای چاپش دارایی مردم از سوی تازه بدوران رسیدگان بوده است تا اندوخته های دیگران را زیر نام «الله» ساخت خویش بربایند.
مولوی:
گر به ریش و خـایـه مردستی کسی …… هر بزی را ریش و مو باشد بسی …… مردی این مردیست نه ریش و ذکر ……  ورنه بودی شاه مردان کـیر خر …… هین روش بگزین و ترک ریش کن  …… ترک این ما و من و تشویش کن
من اسلامی در همه سوی های درونی و برونی خود محکوم خدا و رسول اوست. چنین موجودی چون آزاد نیست، نه فقط در نهاد خود ممنوع التفکر است، بلکه اساسا تفکر نمی شناسد.
سرمد کاشانی:
سرمد تو حدیث کعبه و دیر مکن …… در کوچه شک چو گمرهان سیر مکن …… رو شیوه معرفت ز شیطان آموز …… او را بپرست و طاعت غیر مکن
دین و ایمان با علم و حکمت متناقضند که هرگز در یک ذات جمع نمی توانند شد. اگر آدم دین و ایمان داشته باشد، عالم و حکیم شمرده نمی شود و اگر علم و حکمت داشته باشد، دین دار و مؤمن نخواهد بود.
ناصر خسرو:
خدایا راست گویم فتنه از توست …… ولی از ترس نتوانم چغیدن …… تو گر خلقت نمودی بهر طاعت ……  چرا بایست شیطان آفریدن؟ …… اگر بر نیک و بد قدرت ندادی …… چرا بر نیک و بد باید رسیدن؟ …… تو که ریگی به کفش خود نداری …… چرا بایست شیطان آفریدن؟
میزان علم و دانش و آگاهی مردم هر جامعه با میزان مذهبی بودن همان مردم نسبت معکوس دارد. هر اندازه مردم یک کشور باسوادتر، آگاه تر و تحصیل کرده تر باشند احساسات مذهبی در آنان کمتر و علاقه آنان به باورداشت های دین پایین تر است.
ادیب کرمانی:
تا كی ز خم هوس شوی رنگارنگ …… روزت شب اسلام و شبت شهر فرنگ …… زین مذهب تردید به جایی نرسی …… یا رومی روم باش یا زنگی زنگ
صریح و روشن بگویم، من مسلمان نیستم. من هیچوقت جرم ارتداد را نپذیرفته ام چون هیچگاه به عنوان یک انسان بالغ و عاقل در زندگى ام هیچ نوع اعتقاد دینى را به رسمیت نشناخته و اعلام نکرده ام. کسى نمى تواند نسبت به عقیده اى که هیچوقت نداشته، مرتد شود و بخاطر آن مجازات شود.
صادق سرمد:
بر بزرگان جمت اشکی نمیریزی ولی …… در عزای تازیانت عیش عاشوراستی …… بر ابومسلم نمیگریی که خنداندت ولی …… در غم طفلان مسلم شیونت برپاستی …… سد هزاران لاله از ایران زمین شد داغدار …… تو هنوزت شیون از داغ دل لیلاستی ….. اینهمه سردار ملی غوطه زد در خاک و خون …… باز چشمت اشک ریز اصغر و صغری ستی …… گریه کن بر انقراض دولت ساسانیان …… کاین مذلت ها همه برخاستی زآنجاستی …… قرنها سعی تو در بیگاری بیگانه رفت ……  بر سرت بیگانه ز آنرو سرور و آقاستی
در قرآن هیچ حکمی دایر به لزوم آزاد کردن برده یا علیه برده کردن انسان های آزاد وجود ندارد و هرجا که مسأله ای در این مورد پیش می آید، اصل برده داری و کنیزداری به عنوان سنت جاری و مناسباتی حلال و پذیرفته شده مورد مراجعه قرار می گیرد و در قرآن از برده و کنیز به عنوان اموال قابل خرید و فروش نام برده شده است.
ز توفیق اسلام و این رهبری …… کنون از همه میخوری تو سری
سهراب سپهری:
من به اندازه یک ابر دلم می گیرد وقتی از پنجره می بینم حوری، دختر بالغ همسایه، پای کمیاب ترین نارون روی زمين، فقه می خواند.
اسماعیل خویی:
ای مسلمین بدانید اسلامتان همین است …… آیین جور و جهل است دین نفاق و کین است …… اسلام دین زور است آیین مرگ و گور است …… از لطف و مهر دور است با قهر و کین عجین است …… کابوس خوف و خون است افسانه اش فسون است …… عفوش فسانه گون است ذاتش دروغگین است
منوچهر جمالی:
اسلام رحمانی، آیه اول از سوره غضب است.

تقدیم به شاه موش نظام هاشمی رفسنجانی

تقدیم به شاه موش نظام هاشمی رفسنجانی
شاید همگی وقتی اسم موش میاید همه یاد یک کلمه میافتیم
کثیف
ولی من برای موش 2 صفت دیگر هم قائل هستم
1-زیرکی
2- حس ششم بالا
اگر شما از کسانی که بر روی کشتی ها  سئوال کنید آخرین نفری که کشتی در حال غرق شدن را ترک میکند چه کسی است خواهند گفت؟ کاپیتان کشتی
ولی تا به حال شده از خودتان بپرسید  چه کسی  اولین کسی است که کشتی در حال غرق شدن را ترک میکند؟
خدمه کشتی؟
ملوانان؟
مسافران؟
باید بگویم که هیچ کدام
اولین کسانی که غرق شدن کشتی را با زیرکی و  حس ششم قوی خود ترک میکنند موشهای انبار کشتی هستند.
امروز وقتی داشتم اخبار را بر روی اینتر نت مجازی دنبال کردم با تعجب کردم که زیرکترین و سیاسي ترین مرد سیاسی کشور در چند دهه اخیر با کناره گیری از ریاست مجلس خبرگان و اعلام اینکه به علت کهولت سن(یک کم از جنتی یاد بگیر بابا) دیگر هیچ پستی را قبول نمیکند عرشه کشتی پوسیده نظام جمهوری اسلامی را ترک کرد.
بله هاشمی رفسنجانی شاه موش انبار کشتی نظام با شامه قوی خود غرق شدن کشتی را پیش بینی کرد و زودتر از همه پیاده شد.همانطور که پسرش مهدی سال قبل پیاده شده بود همانطور که پسر دیگرش با استعفا از مترو ترک کرده بود فائزه هاشمی هم که اصلا سوار نشده بود(عاقل تر از همه خاندان هاشمی).
یاد حرف خمینی افتادم که تا وقتی رفسنجانی هست این نظام هم هست.معمار نظام هم پیاده شد
صدای جمهوری اسلامی این روزها به مثابه بیمار رو به احتضار میباشد.
نظام مانند بیمار سرطانی است که سرطان تمام وجودش را فرا گرفته ولی از نشئه مورفین فکر میکند سالم است در صورتی که آرام آرام به سوی منزل ابدی خود  روان است.
دوستان اگر ذره ای هم به نزدیک بودن پایان این نظام شک داشتم با این کار هاشمی رفسنجانی
این شک از بین رفت.البته نباید فکر کنیم که با این سه شنبه یا سه شنبه بعدی یا بدون هزینه نظام سقوط میکند بلکه سقوط این نظام به یک همدلی همگانی وابسته است.
شاید خیلیها کشته شوند این بهای آزادی است.احتیاج به اعتصاب سراسری و تظاهرات پشت سر هم است.
به امید روز ی که آفتاب آزادی بر این مملکت و مردمان شایسته اش بتابد